شهید اردستانی و شهید عباس بابایی از ابتدای آشنایی ارادت خاصی به یکدیگر داشتند .

روزی صبح زود برای رفتن به عملیات از ساختمان خارج میشدم که شهید اردستانی را دیدم.نشسته بود و یک پوتین گلی را می شست.جلو تر رفتم و گفتم :"حاج مصطفی! کجا رفتی انقدر پوتین هات گلی شده؟" کمی سکوت کرد ، اما ناگهان شروع کرد به گریه کردن. گفت :" این پوتین های عباس است ! از منطقه عملیاتی برگشته ، هر چه اصرار میکنم برای بازدید منطقه از هلی کوپتر پایگاه استفاده کند قبول نمیکند.میگوید: اینها برای کارهای ضروری است . نزدیکی های صبح از منطقه برگشته است حاقل کار کوچکی برایش انجام بدهم."

وظیفه شناسی،دلاوری ، شجاعت و دیگر خصوصیات ویژه ی این شهید بزرگوار تا حدی است که فرمانده ی کل قوا در مورد این شهید چنین می فرماید:"با بودن شهید اردستانی در عملیات ، قلب من آرام بود، او عنصری فدایی و شهیدی زنده بود."