بار خدایا
الهی روزگاری ترا می جستم خود را می بافتم اکنون خود را می جویم و ترا می یابم .
الهی تا از مهر تو اثر امد دیگر مهر ما بسر امد.
الهی ای مهربان فریاد رس عزیز ان کس که او با تو یک نفس نفسی که ان را حجاب ناید از پس.
الهی گهی به خود نگرم گویم از من زارتر کیست . گهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست.
الهی ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.
الهی ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست وسر حقیقت تو بر هیچکس
عیان نیست هدایت کن بر ما رهی که بهتر از ان نیست.
خواجه انصاری
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 11:52 توسط عازم راه
|